خانه
گاما

زهره در شدن: کنایه از ترسناک و هراس‌انگیز شدن.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/07/1
تعداد بازدید14
زهره در شدن: کنایه از ترسناک و هراس‌انگیز شدن.

زهره در شدن؛ کنایه‌ای از ترسناک و هراس‌انگیز شدن

نگاهی به یک کنایهٔ فارسی، ریشه‌های آن و کاربردهایش در گفتار و نوشتار امروز
زبان فارسی سرشار از کنایه‌هایی است که هر یک، بخشی از تجربه‌ها و باورهای مردم را در خود نگه داشته‌اند. کنایهٔ «زهره در شدن» یکی از همین تعبیرهای آشناست که در گفتار روزمره برای نشان دادن ترسناک و هراس‌انگیز شدن چیزی یا کسی به کار می‌رود. این کنایه ریشه در باورهای کهن دربارهٔ سیارهٔ زهره و نقش آن در زندگی انسان دارد و امروز نیز در جمله‌های محاوره‌ای، داستان‌ها و نوشته‌های ادبی دیده می‌شود. شناخت این کنایه به ما کمک می‌کند هم معنای دقیق آن را بدانیم و هم از کاربرد نادرستش پرهیز کنیم.

زهره در شدن؛ معنای لغوی و کنایی

برای فهم درست این کنایه، نخست باید بدانیم «زهره» در نجوم قدیم چه جایگاهی داشته است. زهره، همان سیارهٔ درخشان آسمان است که گاهی بامدادان و گاهی شامگاهان دیده می‌شود. در باورهای کهن، زهره را اختر خنیاگران، شادی و نغمه می‌دانستند. «در شدن» نیز در فارسی به معنای فرو رفتن، پنهان شدن و از نظرها دور ماندن است. بنابراین «زهره در شدن» در ظاهر یعنی پنهان شدن ستارهٔ زهره. اما در کاربرد کنایی، این تعبیر به معنای ترسناک و هراس‌انگیز شدن، از شدت ترس رنگ باختن و بی‌تاب شدن است. گویی آن شادی و روشنایی که در وجود آدمی بود، یکباره پنهان می‌شود و جای خود را به هراس می‌دهد.

در کتاب‌های درسی ادبیات فارسی، نمونه‌هایی از این کنایه آورده شده است. برای نمونه، وقتی شخصیتی در داستان با صحنه‌ای هولناک روبه‌رو می‌شود، نویسنده می‌نویسد: «زهره‌اش در شد و زبانش بند آمد.» این جمله نشان می‌دهد که او از شدت ترس، توان سخن گفتن را از دست داده است. همچنین در شعرهای قدیم، شاعران از این تعبیر برای نشان دادن ترس و وحشت بهره برده‌اند. پس می‌بینیم که این کنایه هم در نظم و هم در نثر فارسی جای خود را باز کرده است.

ریشه‌های باور کهن و پیوند آن با ادبیات

در فرهنگ‌های فارسی، ذیل مدخل «زهره» آمده است که این سیاره در باور پیشینیان جایگاهی ویژه داشت. مردم قدیم گمان می‌کردند زهره همان بانوی خنیاگر آسمان است که با نوای خود دل‌ها را شاد می‌کند. اگر این ستاره پنهان می‌شد، گویی شادی از زمین رخت برمی‌بست و ترس و تاریکی جای آن را می‌گرفت. از همین رو، «زهره در شدن» به تدریج به کنایه‌ای برای هراس‌انگیز شدن و ترسناک گشتن تبدیل شد.

این پیوند با ادبیات را می‌توان در آثار شاعران کلاسیک دید. آنان زهره را نماد نغمه و شادی می‌دانستند و در برابر آن، پنهان شدنش را نشانهٔ اندوه و وحشت می‌شمردند. در داستان‌های عامیانه نیز وقتی قهرمان داستان با موجودی هولناک روبه‌رو می‌شد، می‌گفتند: «زهره‌اش در شد.» این عبارت به شنونده کمک می‌کرد شدت ترس را بهتر احساس کند. امروز هم در گفتار روزمره، وقتی دانش‌آموزی از امتحان سخت یا صحنه‌ای ترسناک می‌گوید، ممکن است بگوید: «از آن صحنه زهره‌ام در شد.» پس این کنایه همچنان زنده و پرکاربرد است.

وجه مقایسه معنای ظاهری معنای کنایی
موضوع پنهان شدن سیارهٔ زهره ترسناک و هراس‌انگیز شدن
حوزهٔ کاربرد نجوم قدیم و باورهای کهن گفتار روزمره، داستان و شعر
حالت عاطفی بی‌طرف و توصیفی ترس، وحشت و بی‌تابی

پرسش‌ها و ابهام‌های رایج

پرسش: آیا «زهره در شدن» با «زهره ترکیدن» یکی است؟

پاسخ: نه، این دو کنایه با هم تفاوت دارند. «زهره ترکیدن» به معنای نهایت ترس و وحشت است، اما «زهره در شدن» بیشتر بر پنهان شدن شادی و جایگزین شدن ترس تأکید دارد. البته هر دو در بیان ترس کاربرد دارند، ولی شدت و کاربردشان یکسان نیست.

پرسش: چرا در این کنایه از سیارهٔ زهره استفاده شده و نه سیارهٔ دیگر؟

پاسخ: در باور کهن، زهره ستارهٔ شادی و نغمه بود. پنهان شدن این ستاره، نماد از دست رفتن شادی و آمدن ترس بود. به همین دلیل، این کنایه با زهره پیوند خورده است، نه با سیاره‌های دیگر که چنین نقشی نداشتند.

پرسش: آیا این کنایه امروز هم در نوشتار رسمی به کار می‌رود؟

پاسخ: بیشتر در گفتار محاوره‌ای، داستان‌نویسی و شعر دیده می‌شود. در نوشتار رسمی و علمی، جای آن را عبارت‌های صریح‌تری مانند «بسیار ترسناک شدن» می‌گیرد. اما در ادبیات معاصر همچنان به عنوان یک تعبیر زیبا و رسا به کار می‌رود.

پرسش: آیا می‌توان این کنایه را برای اشیا و مکان‌ها هم به کار برد؟

پاسخ: بله، امروز کاربرد آن گسترش یافته است. مثلاً می‌گویند: «آن خانهٔ متروکه زهره‌ام را در کرد.» یعنی آن مکان چنان ترسناک بود که شادی و آرامش را از من گرفت. پس هم برای انسان و هم برای مکان و اشیا به کار می‌رود.

کنایهٔ «زهره در شدن» نشان می‌دهد که زبان فارسی چگونه با تکیه بر باورهای کهن، تعبیرهایی ساخته که هم زیبا و هم گویا هستند. این کنایه امروز هم در گفتار و نوشتار ما زنده است و به ما کمک می‌کند ترس و هراس را رساتر بیان کنیم. شناخت ریشه و کاربرد درست آن، هم به غنای واژگان ما می‌افزاید و هم از کاربرد نادرستش جلوگیری می‌کند.
تلمیح: اشارهٔ غیرمستقیم به آیه، حدیث، داستان، شخصیت یا رویداد شناخته‌شده‌ای که مخاطب با دانستن آن، مفهوم متن را بهتر درک می‌کند.
کپسول آموزشی

تلمیح: اشارهٔ غیرمستقیم به آیه، حدیث، داستان، شخصیت یا رویداد شناخته‌شده‌ای که مخاطب با دانستن آن، مفهوم متن را بهتر درک می‌کند.

مجاز: به‌کارگیری واژه در معنایی غیر از معنای اصلی، بر پایهٔ رابطه‌ای شناخته‌شده میان معنای اصلی و معنای موردنظر.
کپسول آموزشی

مجاز: به‌کارگیری واژه در معنایی غیر از معنای اصلی، بر پایهٔ رابطه‌ای شناخته‌شده میان معنای اصلی و معنای موردنظر.

تضاد: آوردن دو واژه یا مفهوم با معنای مخالف برای برجسته‌سازی معنا.
کپسول آموزشی

تضاد: آوردن دو واژه یا مفهوم با معنای مخالف برای برجسته‌سازی معنا.

جناس ناقص اختلافی: آوردن دو واژهٔ همسان یا نزدیک از نظر آوایی و نوشتاری که در یک یا چند حرف با یکدیگر تفاوت دارند و معانی متفاوتی دارند.
کپسول آموزشی

جناس ناقص اختلافی: آوردن دو واژهٔ همسان یا نزدیک از نظر آوایی و نوشتاری که در یک یا چند حرف با یکدیگر تفاوت دارند و معانی متفاوتی دارند.

تناسب: آوردن واژه‌ها و مفاهیمی که از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط و هماهنگی دارند.
کپسول آموزشی

تناسب: آوردن واژه‌ها و مفاهیمی که از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط و هماهنگی دارند.

کنایه: بیان غیرمستقیم یک مفهوم یا ویژگی از طریق عبارتی که افزون بر معنای ظاهری، معنای موردنظر دیگری دارد.
کپسول آموزشی

کنایه: بیان غیرمستقیم یک مفهوم یا ویژگی از طریق عبارتی که افزون بر معنای ظاهری، معنای موردنظر دیگری دارد.

واج‌آرایی: تکرار یک واج یا صدا در مجموعه‌ای از واژه‌ها برای ایجاد آهنگ و تأثیر موسیقایی در کلام.
کپسول آموزشی

واج‌آرایی: تکرار یک واج یا صدا در مجموعه‌ای از واژه‌ها برای ایجاد آهنگ و تأثیر موسیقایی در کلام.

تشخیص: نسبت دادن ویژگی، رفتار یا حالت انسانی به اشیا، حیوانات، پدیده‌ها یا مفاهیم غیرانسانی.
کپسول آموزشی

تشخیص: نسبت دادن ویژگی، رفتار یا حالت انسانی به اشیا، حیوانات، پدیده‌ها یا مفاهیم غیرانسانی.

حُسن تعلیل: آوردن علتی ادبی و خیال‌انگیز برای یک پدیده، به جای علت واقعی یا علمی آن.
کپسول آموزشی

حُسن تعلیل: آوردن علتی ادبی و خیال‌انگیز برای یک پدیده، به جای علت واقعی یا علمی آن.

استعاره: به‌کارگیری واژه یا عبارت در معنایی غیرحقیقی بر پایهٔ شباهت، به‌گونه‌ای که یکی از دو سوی تشبیه حذف شده باشد.
کپسول آموزشی

استعاره: به‌کارگیری واژه یا عبارت در معنایی غیرحقیقی بر پایهٔ شباهت، به‌گونه‌ای که یکی از دو سوی تشبیه حذف شده باشد.

قرینهٔ معنایی: نشانه‌ای معنایی در جمله یا متن که حذف یک واژه یا عبارت را ممکن می‌کند و معنای حذف‌شده را قابل دریافت می‌سازد.
کپسول آموزشی

قرینهٔ معنایی: نشانه‌ای معنایی در جمله یا متن که حذف یک واژه یا عبارت را ممکن می‌کند و معنای حذف‌شده را قابل دریافت می‌سازد.

شبه‌جمله: واژه یا گروهی از واژه‌ها که از نظر معنایی نقش یک جمله را دارند، اما ساختار جملهٔ کامل را ندارند.
کپسول آموزشی

شبه‌جمله: واژه یا گروهی از واژه‌ها که از نظر معنایی نقش یک جمله را دارند، اما ساختار جملهٔ کامل را ندارند.