خانه
گاما

امانت‌داری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/03/14
تعداد بازدید154
امانت‌داری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است.

امانت‌داری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است

چگونه از وسایل دیگران خوب مراقبت کنیم و اعتماد آنان را جلب نماییم
امانت‌داری یعنی وقتی کسی چیزی را به تو می‌سپارد، طوری از آن نگهداری کنی که گویی مال خودت است. در این مقاله با سه کلیدواژهٔ «مسئولیت»، «اعتماد» و «مراقبت» آشنا می‌شوی. می‌آموزی که چگونه در مدرسه، خانه و کوچه امانت‌دار باشی.

امانت فقط قرض گرفتن نیست؛ یک مسئولیت بزرگ است

بعضی از دانش‌آموزان فکر می‌کنند امانت یعنی فقط یک کتاب یا خودکار را قرض بگیری و بعد پس بدهی. ولی امانت‌داری خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. وقتی دوستت مدادتراش خود را به تو می‌دهد، در حقیقت بخشی از اعتمادش را به تو سپرده است. اگر مدادتراش را نشکنی، گم نکنی و تمیز برگردانی، نشان داده‌ای که آدم قابل اعتمادی هستی. امانت می‌تواند یک وسیلهٔ کوچک مثل پاک‌کن باشد یا یک مسئولیت بزرگ مثل مراقبت از کیف دوستت در زنگ ورزش. در هر دو صورت، تو موظفی مثل یک نگهبان خوب از آن محافظت کنی.

در کتاب‌های درسی خوانده‌ای که «امانت‌داری از صفات پیامبران بوده است». شاید این جمله کمی سخت به نظر برسد، اما یعنی حتی کارهای کوچک ما می‌تواند شبیه کارهای بزرگ‌ترین انسان‌ها باشد. مثلاً وقتی مادر از تو می‌خواهد برای چند دقیقه از گوشی‌اش مراقبت کنی و تو آن را روی لبهٔ میز نمی‌گذاری، یعنی داری یک صفت بزرگ را تمرین می‌کنی.

رفتار درست (امانت‌دار) رفتار نادرست
کتاب امانتی را در کیف مخصوص قرار می‌دهی تا گوشه‌اش خم نشود. کتاب را زیر دفترها له می‌کنی یا روی نیمکت رها می‌سازی.
خودکار دوستت را زودتر از وقت مقرر پس می‌دهی. خودکار را تا چند روز فراموش می‌کنی و جوهرش تمام می‌شود.
اگر وسیله‌ای را اشتباهی شکستی، صادقانه به صاحبش می‌گویی. وسیله را پنهان می‌کنی یا می‌گویی «نمی‌دانم چه شد».

چهار موقعیت واقعی که در آنها امانت‌دار بوده‌ای

حتماً برای تو هم پیش آمده که معلم از تو خواسته دفتر مشق هم‌کلاسی را به دفتر تحویل بدهی. در این لحظه، تو امانت‌دار آن دفتر هستی. اگر در راه رفتن به دفتر، دفتر را در بغل بگیری و نگذاری خیس بخورد یا پاره شود، کار درستی انجام داده‌ای. یا فرض کن دوستت سیدی فیلم آموزشی را به تو می‌دهد تا در خانه کپی کنی. اگر سیدی را بدون خش برگردانی، نشان داده‌ای که به امانت احترام گذاشته‌ای. حتی مسئولیت نگاه کردن به وسایل کوچک‌تر مثل ساعت مچی، عینک یا شارژر تلفن همراه نیز امانت محسوب می‌شود. گاهی هم امانت غیروسیلی است؛ مثلاً راز یک دوست. وقتی دوستت به تو می‌گوید «این را به هیچ کس نگو»، راز او یک امانت حساس است. گفتن آن راز به دیگران، مثل شکستن یک وسیلهٔ گرانبهاست.

نکتهٔ کلیدی اگر می‌بینی نمی‌توانی از چیزی خوب مراقبت کنی، بهتر است اول به دوستت بگویی: «شاید نتوانم». این کار از امانت‌داری تو کم نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد صادق هستی.

سه پرسش چالشی دربارهٔ امانت‌داری

پرسش نخست: آیا امانت فقط مال وسایل گران‌قیمت است؟
پاسخ: نه، اصلاً این‌طور نیست. یک مداد نوکی ساده یا حتی یک خمیر بازی که دوستت به تو داده، امانت است. ارزش وسیله مهم نیست؛ مهم این است که صاحبش به تو اعتماد کرده است. اگر یک وسیلهٔ بی‌ارزش را هم خراب کنی، باز هم به اعتماد آن شخص آسیب زده‌ای.
پرسش دوم: اگر وسیلهٔ امانتی را بدون تقصیر خراب کردم، چه کار کنم؟
پاسخ: مثلاً فرض کن کیف دوستت از دستت لیز خورد و افتاد روی آب. تو مقصر نبودی، اما وظیفه داری موضوع را راستش را بگویی. صادقانه بگو «ببخشید، کیف تو افتاد و خیس شد. دوست دارم کمک کنم خشکش کنم». پنهان‌کاری بدترین کار است، چون هم امانت را خراب کرده‌ای هم امانت‌داری را.
پرسش سوم: آیا می‌شوم امانت را به کس دیگری قرض بدهم؟
پاسخ: خیر، مگر اینکه صاحب اصلی اجازه بدهد. اگر دوستت دفتر خاطراتش را به تو داده تا یک صفحه از آن کپی کنی، حق نداری آن را به خواهرت یا هم‌کلاسی دیگر بدهی. امانت مثل یک کلید است که فقط به تو سپرده شده. در غیر این صورت، دیگر امانت‌دار نیستی.
هر چه بیشتر امانت‌دار باشی، دوستان بیشتری به تو اعتماد می‌کنند. پدر و مادرت تو را برای خرید یا نگاه‌داری پول خرد انتخاب می‌کنند. معلم تو را به عنوان مسئول وسایل کلاس برمی‌گزیند. حتی خودت هم احساس بهتری داری، چون می‌دانی به قولت پایبندی. برای تمرین امانت‌داری می‌توانی از همین امروز شروع کنی: مداد اضافی ات را به همسایه‌ات قرض بده و مراقب باش تمیز برگردد. یا مسئولیت آبیاری گلدون خانه را برای یک هفته بپذیر. این کارها کوچکند اما کمک‌ات می‌کنند تا بزرگ‌ترین اعتمادها را در زندگی به دست بیاوری.
محلّه: بخشی از شهر یا روستا که گروهی از مردم در همسایگی یکدیگر زندگی می‌کنند.
کپسول آموزشی

محلّه: بخشی از شهر یا روستا که گروهی از مردم در همسایگی یکدیگر زندگی می‌کنند.

همسایه: فرد یا خانواده‌ای که نزدیک خانه‌ی ما زندگی می‌کند.
کپسول آموزشی

همسایه: فرد یا خانواده‌ای که نزدیک خانه‌ی ما زندگی می‌کند.

همسایگی: زندگی کردن افراد یا خانواده‌ها در نزدیکی یکدیگر.
کپسول آموزشی

همسایگی: زندگی کردن افراد یا خانواده‌ها در نزدیکی یکدیگر.

همدلی: احساس همراهی و توجه به حال دیگران.
کپسول آموزشی

همدلی: احساس همراهی و توجه به حال دیگران.

همکاری: کمک کردن افراد به یکدیگر برای انجام کارها.
کپسول آموزشی

همکاری: کمک کردن افراد به یکدیگر برای انجام کارها.

رفتار نیک با همسایگان: رعایت حقوق همسایه و مهربانی و کمک به او.
کپسول آموزشی

رفتار نیک با همسایگان: رعایت حقوق همسایه و مهربانی و کمک به او.

راستگویی: بیان سخن درست و پرهیز از دروغ.
کپسول آموزشی

راستگویی: بیان سخن درست و پرهیز از دروغ.

مقرّرات محلّه: قانون‌ها و رفتارهایی که برای زندگی بهتر در محلّه باید رعایت شوند.
کپسول آموزشی

مقرّرات محلّه: قانون‌ها و رفتارهایی که برای زندگی بهتر در محلّه باید رعایت شوند.

مزاحمت برای همسایه: رفتاری که باعث ناراحتی، آزار یا اختلال در آرامش همسایه شود.
کپسول آموزشی

مزاحمت برای همسایه: رفتاری که باعث ناراحتی، آزار یا اختلال در آرامش همسایه شود.

آلودگی محل زندگی: کثیف شدن خانه، کوچه یا محلّه بر اثر رعایت نکردن پاکیزگی.
کپسول آموزشی

آلودگی محل زندگی: کثیف شدن خانه، کوچه یا محلّه بر اثر رعایت نکردن پاکیزگی.

حق همسایه: احترام، آرامش و امنیتی که هر همسایه باید از آن برخوردار باشد.
کپسول آموزشی

حق همسایه: احترام، آرامش و امنیتی که هر همسایه باید از آن برخوردار باشد.

رعایت قانون: عمل کردن به مقرّرات برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای دیگران.
کپسول آموزشی

رعایت قانون: عمل کردن به مقرّرات برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای دیگران.