خانه
گاما

راستگویی: بیان سخن درست و پرهیز از دروغ.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/03/14
تعداد بازدید173
راستگویی: بیان سخن درست و پرهیز از دروغ.

راستگویی: ارزش گفتار درست و پرهیز از دروغ

چرا راست بگوییم؟ چه فرقی بین راست و دروغ در زندگی روزمره وجود دارد؟
چکیده: در این مقاله می‌خوانیم راستگویی یعنی چه، چرا راست بودن به ما کمک می‌کند دوستان بیشتری داشته باشیم و اعتماد دیگران را به دست آوریم. همچنین با نمونه‌هایی از زندگی مدرسه و خانه یاد می‌گیریم چطور از دروغ پرهیز کنیم. کلیدواژه‌های مهم: اعتمادصداقتمسئولیت

راستگویی یعنی چه و چه بخش‌هایی دارد؟

راستگویی فقط به این معنا نیست که «دروغ نگوییم». بلکه سه بخش اصلی دارد: ۱- سخن درست (چیزی بگوییم که دقیقاً همان طور که هست بوده باشد)، ۲- پرهیز از پنهان‌کاری (بخشی از واقعیت را نگوییم تا دیگران اشتباه کنند) و ۳- شجاعت در گفتن حقیقت (حتی وقتی گفتن راست سخت است). دانش‌آموزی که دفتر مشق دوستش را گم کرده، اگر بگوید «من آن را برداشتم و یادم نیست کجا گذاشتم»، راست گفته است. حتی اگر کار خوبی نکرده باشد، باز هم صداقت نشان داده است. در مقابل، دروغ یعنی گفتن چیزی که خلاف واقع است، مثل این که بگویی «من اصلاً آن دفتر را ندیدم» در حالی که دیده‌ای.

رفتار نتیجه در مدرسه و خانه
گفتن راست (حتی اگر اشتباه کرده باشی) معلم و پدر و مادر به تو اعتماد می‌کنند و برای حل مشکل کمک می‌کنند. دروغ گفتن برای فرار از تنبیه اعتماد دیگران کم می‌شود و ممکن است تنبیه سخت‌تری در پی داشته باشد. قایم کردن بخشی از حقیقت بعداً وقتی همه‌چیز آشکار شود، دیگران ناراحت می‌شوند که با آن‌ها روراست نبودی.

نمونه‌های روزمره از راستگویی و دروغ

فرض کن در زنگ ورزش توپ همکلاسی را با شوت محکم به بیرون از حیاط می‌زنی. حالا دو راه داری: راه راست این است که بگویی «ببخشید، من اشتباهی توپ را زدم بیرون» و کمک کنی توپ را پیدا کنید. راه دروغ این است که بگویی «نه، نفر بعد از من زد» یا اصلاً فرار کنی. در راه راست، ممکن است همکلاسی یک کم ناراحت شود اما بعداً به تو احترام می‌گذارد چون شجاع بوده‌ای. در راه دروغ، اگر حقیقت را بفهمد، دیگر به حرفت اعتماد نمی‌کند. مثال دیگر: وقتی مادرت می‌پرسد «آیا تکالیف ریاضی را انجام دادی؟» اگر انجام نداده‌ای، گفتن «بله» دروغ است. گفتن «نه، هنوز تمام نکردم، بعد از شام می‌نویسم» راستگویی است و کمک می‌کند با هم برنامه‌ریزی کنید. در جدول زیر چند موقعیت دیگر را ببین:

موقعیت در مدرسه یا خانه گفتن راست چگونه کمک می‌کند؟
امتحان داده‌ای و نمره خوبی نگرفته‌ای با راستگویی می‌توانی از پدر و مادر کمک بگیری و درس‌های سخت را دوباره مرور کنی. دوستت از تو می‌پرسد «آیا مداد رنگی مرا بردی؟» و تو برده‌ای اگر راست بگویی و مداد را پس بدهی، دوستی شما قوی‌تر می‌شود و بعداً می‌تواند به تو اعتماد کند.

چند پرسش چالشی درباره راستگویی

پرسش ۱: اگر راستگویی باعث شود دوستم از دست من ناراحت شود، باز هم راست بگویم؟

پاسخ: بله، ولی با مهربانی. مثلاً اگر دوستت پرسید «آیا این نقاشی من زشت است؟» تو می‌توانی بگویی «به نظر من می‌توانی رنگ‌های بهتری انتخاب کنی، ولی قسمت شکل‌ها خوب است». راست بودن به معنی بی‌ادبی نیست. می‌توانی هم راست بگویی هم دل کسی را نشکنی.

پرسش ۲: گاهی دروغ مصلحتی برای جلوگیری از دعوا مجاز است؟

پاسخ: در زندگی روزمرهٔ دانش‌آموزی، بهترین راه همیشه راستگویی است. حتی اگر نیت تو خوب باشد، دروغ بعداً باعث سردرگمی می‌شود. به جای دروغ مصلحتی، سعی کن واقعیت را طوری بگویی که کسی ناراحت نشود. مثلاً به جای این که بگویی «غذای تو بد بود» (دروغ مصلحتی هم نیست!) بگو «من امروز غذای ساده‌تر دوست دارم».

پرسش ۳: اگر ببینم دوستم دارد دروغ می‌گوید، چه کار کنم؟

پاسخ: اول در خلوت به او بگو «راستش من متوجه شدم آنچه گفتی درست نبود. نگرانتم». شاید او از ترس تنبیه دروغ گفته باشد. تو با مهربانی کمکش کن تا جرأت گفتن راست را پیدا کند. اگر باز هم دروغ گفت، بهتر است از یک بزرگ‌تر (مثل معلم یا مشاور مدرسه) کمک بگیری.

نکتهٔ پایانی: راستگویی مثل یک سرمایه است. هر بار که راست می‌گویی، یک سکهٔ اعتماد به حساب دوستی‌هایت اضافه می‌کنی. هر بار که دروغ می‌گویی، چند سکه از آن برمی‌داری. کسی که همیشه راست می‌گوید، حتی اگر گاهی اشتباه کند، دیگران دوستش دارند و به او اعتماد می‌کنند. از امروز تمرین کن: در کوچک‌ترین کارها هم راست بگو. وقتی مادرت می‌پرسد «آب میوه خوردی؟» اگر نخورده‌ای، بگو «نه، می‌روم بخورم». وقتی معلم می‌پرسد «تکلیفت را نوشتی؟» اگر ننوشته‌ای، بگو «نه، فراموش کردم، فردا می‌آورم». خواهی دید که زندگی آرام‌تر و دوستی‌هایت عمیق‌تر می‌شود.

یادآوری: هیچ وقت برای دروغ گفتن دیر نیست که به راست برگردی. اگر دروغی گفته‌ای، می‌توانی بگویی «عذر می‌خواهم، قبلاً دروغ گفتم. حقیقت این است که ...». این کار شجاعت می‌خواهد، ولی ارزشش را دارد.
محلّه: بخشی از شهر یا روستا که گروهی از مردم در همسایگی یکدیگر زندگی می‌کنند.
کپسول آموزشی

محلّه: بخشی از شهر یا روستا که گروهی از مردم در همسایگی یکدیگر زندگی می‌کنند.

همسایه: فرد یا خانواده‌ای که نزدیک خانه‌ی ما زندگی می‌کند.
کپسول آموزشی

همسایه: فرد یا خانواده‌ای که نزدیک خانه‌ی ما زندگی می‌کند.

همسایگی: زندگی کردن افراد یا خانواده‌ها در نزدیکی یکدیگر.
کپسول آموزشی

همسایگی: زندگی کردن افراد یا خانواده‌ها در نزدیکی یکدیگر.

همدلی: احساس همراهی و توجه به حال دیگران.
کپسول آموزشی

همدلی: احساس همراهی و توجه به حال دیگران.

همکاری: کمک کردن افراد به یکدیگر برای انجام کارها.
کپسول آموزشی

همکاری: کمک کردن افراد به یکدیگر برای انجام کارها.

رفتار نیک با همسایگان: رعایت حقوق همسایه و مهربانی و کمک به او.
کپسول آموزشی

رفتار نیک با همسایگان: رعایت حقوق همسایه و مهربانی و کمک به او.

امانت‌داری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است.
کپسول آموزشی

امانت‌داری: نگهداری درست از چیزی که به انسان سپرده شده است.

مقرّرات محلّه: قانون‌ها و رفتارهایی که برای زندگی بهتر در محلّه باید رعایت شوند.
کپسول آموزشی

مقرّرات محلّه: قانون‌ها و رفتارهایی که برای زندگی بهتر در محلّه باید رعایت شوند.

مزاحمت برای همسایه: رفتاری که باعث ناراحتی، آزار یا اختلال در آرامش همسایه شود.
کپسول آموزشی

مزاحمت برای همسایه: رفتاری که باعث ناراحتی، آزار یا اختلال در آرامش همسایه شود.

آلودگی محل زندگی: کثیف شدن خانه، کوچه یا محلّه بر اثر رعایت نکردن پاکیزگی.
کپسول آموزشی

آلودگی محل زندگی: کثیف شدن خانه، کوچه یا محلّه بر اثر رعایت نکردن پاکیزگی.

حق همسایه: احترام، آرامش و امنیتی که هر همسایه باید از آن برخوردار باشد.
کپسول آموزشی

حق همسایه: احترام، آرامش و امنیتی که هر همسایه باید از آن برخوردار باشد.

رعایت قانون: عمل کردن به مقرّرات برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای دیگران.
کپسول آموزشی

رعایت قانون: عمل کردن به مقرّرات برای جلوگیری از ایجاد مشکل برای دیگران.