آداب سخن گفتن؛ هنر شنیده شدن
چهار اصل بنیادین گفتگوی مؤثر
راستگویی نخستین و مهمترین اصل است. وقتی حرف شما با واقعیت یکی باشد، دیگران به شما اعتماد میکنند. مثلاً اگر دوستتان از شما بپرسد که آیا با آمدن به خانهشان خوشحال هستید، گفتن «نه، امروز کمی خستهام» بسیار بهتر از دروغ گفتن و بعد نشان دادن بیحالی در طول دیدار است. دروغ، حتی بهظاهر کوچک، مانند ترک دیوار است که کمکم بزرگتر میشود.
کمگویی یا بهقول معروف «هر چه کمتر، بهتر» یعنی از گفتن حرفهای بیمورد و تکراری بپرهیزیم. پیامبر بزرگوار ما فرمودهاند: «هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید سخن نیکو گوید یا خاموش بماند.» یعنی اگر حرف مفیدی برای گفتن نداریم، سکوت کردن خیلی بهتر از پرحرفی است. مثلاً در کلاس وقتی معلم سؤالی میپرسد، بهجای تکرار حرف دیگران، اگر نکتهی تازهای دارید، آن را بگویید؛ در غیر این صورت سکوت کنید تا دیگران نیز فرصت صحبت داشته باشند.
قطع نکردن سخن دیگران یعنی تا وقتی طرف مقابل حرفش را تمام نکرده، ما لب باز نکنیم. این کار نشانهی احترام است و به ما کمک میکند تا دقیقاً منظور طرف را بفهمیم. تصور کنید مشغول تعریف خاطرهای از سفر هستید و ناگهان دوستتان وسط حرف شما میپرد و میگوید: «من هم آنجا بودم!» این کار شما را آزرده میکند، درست مثل وقتی که کسی فیلم مورد علاقهی شما را بدون اجازه عوض کند.
رعایت زمان مناسب نیز به این معناست که بدانیم چه موقع باید صحبت کنیم و چه موقع سکوت. مثلاً اگر دوستتان تازه از امتحان سخت بیرون آمده و ناراحت است، زمان مناسبی برای گفتن شوخی نیست. یا وقتی پدر یا مادرتان خسته از سر کار به خانه میآیند، بهتر است چند دقیقه صبر کنید تا کمی استراحت کنند، بعد درخواست خود را مطرح کنید. تشخیص زمان درست، مانند انتخاب وقت مناسب برای کاشتن بذر در زمین است.
پیامدهای رعایت یا بیتوجهی به آداب سخن
وقتی این اصول را رعایت میکنیم، کمکم تبدیل به فردی میشویم که دیگران دوست دارند با او حرف بزنند. در مدرسه، معلمان بیشتر به نظرات ما گوش میدهند و دوستان ما را به عنوان یک رفیق خوب و قابل اعتماد میشناسند. همچنین دعواهای بیمورد کمتر پیش میآید، چون ما با گوش دادن درست و حرف زدن بهموقع، از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری میکنیم.
در مقابل، بیتوجهی به این اصول میتواند آسیبهای جدی به بار آورد. کسی که مدام حرف دیگران را قطع میکند، کمکم دوستان خود را از دست میدهد و تنهایی را تجربه میکند. دروغگویی نیز مانند آفتی است که اعتماد دیگران را یکباره از بین میبرد و بازگرداندن آن کار بسیار دشواری است.
| اصل گفتگو | رفتار درست | رفتار نادرست |
|---|---|---|
| راستگویی | گفتن حقیقت، حتی اگر تلخ باشد | دروغ گفتن برای فرار از مسئولیت |
| کمگویی | فقط حرف مفید و تازه زدن | پرگویی و تکرار مکررات |
| قطع نکردن سخن | صبر تا پایان حرف طرف مقابل | پریدن وسط صحبت دیگران |
| زمانشناسی | انتخاب وقت و مکان مناسب برای صحبت | حرف زدن در زمانهای نامناسب |
پرسشهای چالشی دربارهٔ آداب گفتگو
اگر راستگویی باعث ناراحتی کسی شود، آیا باز هم باید راست بگوییم؟
بله، اما با رعایت ادب و ملایمت. مثلاً بهجای اینکه بگویید «نقاشیات خیلی بد است»، میتوانید بگویید «میتوانی رنگهای بیشتری به کار ببری تا جذابتر شود». راستگویی بهمعنای بیادبی نیست. هدف این است که حقیقت را با زبان خوش و بهگونهای بگوییم که طرف مقابل بتواند آن را بپذیرد.
آیا همیشه باید کمگویی را رعایت کنیم؟ یعنی هیچوقت نباید زیاد حرف بزنیم؟
کمگویی به معنی خاموشی مطلق نیست. گاهی در موقعیتهایی مثل تعریف یک مسئله، توضیح یک درس یا همدردی با دوست، لازم است بیشتر صحبت کنیم. اصل این است که حرف ما اندازه داشته باشد و بیراهه نرویم. کمگویی یعنی به اندازه و بهجا سخن گفتن، نه اینکه همیشه کوتاه صحبت کنیم.
تفاوت بین «قطع کردن» و «پرسیدن سؤال برای روشن شدن موضوع» چیست؟
تفاوت در زمان و نیت است. قطع کردن یعنی وسط حرف دیگری پریدن و حرف خود را پیش کشیدن، بدون اینکه اجازه دهید طرف مقابل به پایان برساند. اما پرسیدن سؤال روشنکننده، باید در پایان صحبت طرف یا وقتی او خودش مکثی ایجاد میکند، صورت گیرد. این کار نشان میدهد که شما در حال گوش دادن و پیگیری هستید، نه اینکه قصد تحمیل نظر خود را داشته باشید.
آیا همیشه باید منتظر بمانیم تا دیگران حرفشان تمام شود، حتی اگر حرف آنها طولانی و خستهکننده باشد؟
در حالت ایدهآل، بله. اما میتوانید با نشانههای غیرکلامی مانند نگاه به ساعت یا تغییر حالت بدن، بهآرامی به طرف مقابل بفهمانید که زمان دارد طولانی میشود. همچنین میتوانید پس از پایان صحبت او، جملهای مانند «خیلی جالب بود؛ حالا اجازه بده من هم نظرم را بگویم» به کار ببرید. اما پریدن وسط حرف، هرگز راه درستی نیست.