انتقال علوم و فنون جدید به ایران
سه راه اصلی برای آشنایی با دانش نوین
ایران مانند دانشآموزی بود که تازه وارد یک مدرسهٔ بزرگ شده بود. برای اینکه عقبافتادگی را جبران کند، باید سریعترین و بهترین راهها را انتخاب میکرد. سه راه بسیار مهم در این دوره وجود داشت که مانند پلهایی میان ایران و اروپا عمل میکردند.
| راه انتقال | توضیح ساده | نتیجهٔ مهم |
|---|---|---|
| اعزام دانشجو | فرستادن جوانان باهوش به اروپا برای یادگیری پزشکی، مهندسی و نظامیگری | بازگشت دانشمندانی که مدرسه و بیمارستان ساختند |
| ترجمهٔ کتابها | برگرداندن کتابهای علمی اروپایی به فارسی توسط مترجمان خبره | دسترسی دانشمندان ایرانی به دانش روز بدون نیاز به سفر |
| گسترش چاپ و آموزش | راهاندازی چاپخانه و مدرسههای جدید با درسهای تازه | افزایش سواد و آگاهی مردم و رشد علوم فنی و پزشکی |
نخستین گروه از دانشجویان ایرانی در زمان پادشاهی فتحعلیشاه به انگلستان رفتند. آنان مانند سفیرانی بودند که قرار بود علم را به خانه بیاورند. وقتی برمیگشتند، در مدرسههای تازهتأسیس مانند دارالفنون به تدریس مشغول میشدند. این مدرسه که در سال ۱۲۳۰ خورشیدی گشایش یافت، نخستین دانشگاه بهسبک نوین در ایران بود.
این علوم در زندگی روزمرهٔ ما چه تأثیری گذاشتند؟
شاید فکر کنید که این اتفاقها خیلی قدیمی هستند و ربطی به زندگی امروز ما ندارند، اما اشتباه میکنید! بسیاری از چیزهایی که امروز در اطراف خود میبینیم، نتیجهٔ همان تلاشهای اولیه هستند. برای نمونه، وقتی به بیمارستان میروید و پزشک با گوشی پزشکی (استتوسکوپ) صدای قلب شما را میشنود، این ابزار در همان دورهٔ قاجار به ایران آمد. یا وقتی از نقشهٔ شهر یا کرهٔ جغرافیایی در کلاس درس استفاده میکنید، اینها نیز از همان کتابهای ترجمهشده به ایران راه یافتهاند.
یکی از جالبترین نمونهها، علم پزشکی نوین است. پیش از آن، بیشتر درمانها با داروهای گیاهی و روشهای سنتی انجام میشد. اما با ترجمهٔ کتابهای پزشکی اروپایی، پزشکان ایرانی با علم کالبدشناسی (آناتومی) و چگونگی کارکرد بدن آشنا شدند. آنها فهمیدند که میکروبها باعث بیماری میشوند و باید دستها را پیش از عمل جراحی ضدعفونی کرد. این موضوع مانند آن است که شما برای یک آزمایش علمی، دستورالعمل جدیدی یاد بگیرید که همهٔ مراحل را دقیقتر انجام دهد.
در زمینهٔ علوم نظامی نیز تحول بزرگی رخ داد. سربازان ایرانی به جای شمشیر و تفنگهای قدیمی، با توپهای جدید و شیوههای نوین رزمی آشنا شدند. آنها یاد گرفتند که چگونه با نظم و برنامهریزی بهتر بجنگند. این تغییر مانند این است که در بازی فوتبال، از یک تاکتیک ساده به یک تاکتیک پیشرفته و گروهی تغییر دهید.
چالشهایی که در این راه وجود داشت
پاسخ نه، برخی از افراد سنّتی و روحانیون نگران بودند که این علوم باعث دور شدن مردم از فرهنگ و آداب ایرانی شود. آنها فکر میکردند که یادگیری این علوم، مانند وقتی است که یک دانشآموز تمام وقت خود را صرف بازی با یک اسباببازی جدید کند و از درس و مشق خود بازبماند. اما بهمرور، بسیاری دریافتند که این علوم میتوانند در کنار فرهنگ ایرانی به کار گرفته شوند.
پاسخ این کار بسیار دشوار بود، مانند این که شما بخواهید یک شعر پیچیده را به زبانی که تازه یاد گرفتهاید، ترجمه کنید. مترجمان مجبور بودند برای هر واژهٔ جدید، یک واژهٔ فارسی بسازند یا از واژههای عربی استفاده کنند. مثلاً واژهٔ «اکسیژن» را «آذرآبه» نامیدند. برخی از این واژهها جا افتادند و برخی دیگر فراموش شدند.
پاسخ خیر، بسیاری از دانشمندان، پزشکان و حتی بازرگانان نیز به این موضوع علاقه داشتند. آنها میدیدند که کشورهای اروپایی با استفاده از علم و فنّاوری پیشرفت کردهاند و ایران هم باید از این قافله عقب نماند. این علاقه مانند وقتی است که ببینید همکلاسیتان با استفاده از یک روش جدید درس میخواند و شما هم میخواهید آن روش را یاد بگیرید تا بهتر پیشرفت کنید.