درسنامه آموزشی اصول عقاید (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 4: کلمهٔ طَیِّبه (1): نقطهٔ آغاز
... محور ادیان آسمانی است و مثل هوای تازه و لطیفی در تمام اجزای آن جاری است.
... جان مایهٔ دعوت همهٔ پیامبران الهی است.
... مانند روحی در کالبد تمام قوانین دینی است. هیچ حکمی نمیتوان پیدا کرد که رنگ و نشانی از آن نداشته باشد.
... ریشه همه عقاید درست و اخلاق حسنه و اعمال صالح است.
... بنیادیترین اصل اعتقادی قرآن کریم است، به گونهای که سایر اصول اعتقادی با وجود آن معنا مییابند.
این موضوع مهم چیست؟
به چه معنایی است؟ دارای چه مراتبی است؟
توحید محور ادیان
در درس قبل نمونههایی از اعتقادات ناصواب پیرامون غیب و نحوهٔ ارتباط آن با خداوند ارائه شد. اعتقاداتی که بنیان نظام شرک را شکل میدهند و درست در مقابل نظام توحیدی قرار دارند. بر این اساس رسالت پیامبران الهی و محور کتابهای آسمانی، تبیین نظام توحیدی و رد توهمات نظام شرک و مبارزه با انواع آن بوده است.
اصلیترین پیام قرآن کریم، «توحید» است. توحید در لغت به معنای یگانه دانستن است. اعتقاد به توحید، اعتقاد به این است که خداوند یگانه است و همتایی ندارد. یکتایی خداوند به عنوان کلیدیترین مفهوم در آیات به صورت صریح و در دو شکل ایجابی و سلبی حضور روشنی دارد. مانند تأکید بر یکی بودن خدا، یکی بودن خدای آسمان و زمین و همگان، نفی هر خدایی جز اللّٰه، نکوهش معتقدان به وجود الهه یا الهههایی در کنار خدا، تأکید بر ضرورت رها کردن اعتقاد به چند خدا، رد قائلان به تثلیث، نفی فرزند داشتن خدا، نکوهش معتقدان به دختر خدا بودن فرشتگان، نفی مانند داشتن خدا و…
اندیشه در آیات (صفحه 45 کتاب درسی)
پس از قرائت عبارتهای قرآنی، ارتباط آنها را با مطالب فوق بنویسید.
... لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ... (سورهٔ شوری، آیهٔ 11)
... اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ... (سورهٔ بقره، آیهٔ 255)
لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ... (سورهٔ مائده، آیهٔ 73)
لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (سورهٔ اخلاص، آیهٔ 3)
... وَ إِلَهُنَا وَ إِلَهُکُمْ وَاحِدٌ... (سورهٔ عنکبوت، آیهٔ 46)
أَئِفْکًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ (سورهٔ صافات، آیهٔ 86)
... وَ مَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ... (سورهٔ آل عمران، آیهٔ 62)
وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلَهٌ... (سورهٔ زخرف، آیهٔ 84)
...فَلَا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (سورهٔ بقره، آیهٔ 22)
اضلاع توحید
اکنون که با تأکید قرآن بر توحید آشنا شدیم شایسته است به این نکته توجه کنیم که توحید قرآنی دارای ابعاد و وجوه متعددی است که در این کتاب به سه وجه آن که میتواند دربرگیرنده مهمترین وجوه دیگر باشد میپردازیم. این وجوه سه گانه به مثابه سه ضلع مثلث میباشد که نبود هر کدام از آنها سبب شکل نیافتن مثلث توحید میشود.
از سوی دیگر، اگر هر یک از اضلاع مطابق مختصاتی که خداوند در قرآن برای آنها درنظر گرفته است، ترسیم نشوند ـ چیزی از آن کاسته یا به آن اضافه شود ـ مثلثی غیرالهی شکل میگیرد؛ مثلث شرک.
کسی که در اعتقاد و رفتارش در این سه وجه نقص داشته باشد، نمیتواند موحّد باشد. این وجوه، عبارت است از توحید در خالقیت، ربوبیت و الوهیت.
نیازمندی جهان خلقت به خالق
آیا تاکنون با خیالی آسوده، در فضایی آرام، این جهان پر جنبوجوش را در برابر خود گذاشته، دور و نزدیک و ریز و درشت آن را تماشا کردهاید؟ در دوردست، فضایی بیکران با کهکشانها و منظومههایش و در این نزدیکی، جنگلها، دریاها، بیابانها، جانوران، گیاهان و گلهای زیبا. آیا برایتان پیش آمده که در این فضای تأمل برانگیز، از خود بپرسید:
ما و سایر موجودات، هستی خود را وام دار چه کسی هستیم؟
شما چه پاسخی به این پرسش میدهید؟
برای پاسخ درست به این سؤال باید توجه داشته باشیم که ما انسانها پدیده هستیم. یعنی وجود و هستی ما از خود ما نیست. زمانی نبودهایم و سپس پدید آمدهایم. نه تنها انسانها بلکه اشیای پیرامون ما نیز همین گونهاند. حیوانات، گیاهان، جمادات، زمین، ستارهها و کهکشانها پدیدههایی هستند که وجودشان از خودشان نیست. به عبارت دیگر، انسان و موجودات جهان پدیدههایی هستند که در به وجود آمدن به خودشان متکی نیستند.
علاوه بر آن میدانیم، هر پدیدهای که وجودش از خودش نباشد، برای موجود شدن نیازمند دیگری است؛ همانطور که هرچیزی از خودش شیرین نباشد، برای شیرین شدن، به چیز دیگری نیاز دارد که خودش شیرین باشد.
ذات نایافته از هستی بخش
چون تواند که بود هستی بخش
خشک ابری که بود ز آب تهی
ناید از وی صفت آب دهی
دقت کنید که ما در اینجا نمیگوییم هر موجودی به آفریننده نیاز دارد. زیرا نتیجهٔ این جمله آن است که هیچ موجودی وجود نداشته باشد. یعنی با این نگاه، هر موجودی که بخواهد وجود داشته باشد، باید قبل از آن آفرینندهای موجود باشد تا آن را به وجود بیاورد. قبل از آن آفریننده هم باید آفرینندهای موجود باشد تا آفریننده اول را پدید آورد. این سلسله تا بینهایت به عقب باز خواهد گشت و هیچ گاه هیچ موجودی پدید نخواهد آمد. با توجه به این نکته، ذهن هیچ وقت نمیگوید هر موجودی به آفریننده نیاز دارد. بلکه ذهن اگر ببیند که موجودی قبلاً نبوده و بعد پدید آمده، در اینجاست که میگوید این پدیده نمیتواند خود به خود پدید آید. حتماً آفرینندهای داشته که آن را پدید آورده است.
همانطور که ذهن نمیپذیرد که یک پدیده خودبهخود پدید آید، میپذیرد که اگر موجودی، ذات و حقیقتش مساوی با موجود بودن باشد، این موجود به آفریننده نیاز ندارد. بنابراین، پدیدهها به آفرینندهای نیاز دارند که آن آفریننده خودش دیگر پدیده نباشد. اگر آن هم نیازمند به آفریننده باشد، خودش یکی از پدیدههاست و به اشتباه آفریننده فرضشده و حقیقتاً آفریننده نبوده است.
استدلال (صفحه 48 کتاب درسی)
با توجه به آشنایی شما با استدلال منطقی، ضرورت وجود خداوند برای جهان هستی را براساس آنچه خواندید در قالب یک استدلال بنویسید.
مقدمه اول (صغری):
مقدمه دوم (کبری):
نتیجه:
اندیشه در آیات (صفحهٔ 49 کتاب درسی)
در آیهٔ زیر دو احتمال مردود، در باب به وجود آمدن یک پدیده، آورده شده است. آن دو کداماند؟ چرا آنها پذیرفتنی نیستند؟
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (سورهٔ طور، آیهٔ 35)
آیا بیهیچ خالقی پدید آمدهاند یا خود خالق خویشاند.
احتمال اول:
دلیل رد شدن:
احتمال دوم:
دلیل رد شدن:
توحید در خالقیت
دانستیم که میان خلقت و وجود خالق رابطهای بدیهی وجود دارد. به این معنا که نمیتوان خلقتی را تصور کرد، در حالی که خالقی برای آن در نظر نداشت. اما آیا جهان خلقت یک خالق دارد یا محصول مشترک آفرینندههای متفاوت است؟
پاسخ این سؤال را میتوان از جهان هستی پرسید: آیا هستی، توحید در خالقیت را تأیید میکند یا شرک در آفرینش را؟
یکپارچگی جهان مانند یکپارچگی بدن انسان است که گرچه از میلیاردها سلول، دهها عضو و دستگاه تشکیل شده، اما پیوندی محکم میان آنها برقرار است. نمونههای زیر بخشی از یکپارچگی میان اجزای بدن انسان را نشان میدهند:
1- فعالیت هر سلول در هر قسمت بدن، نهتنها در خدمت همان قسمت است، بلکه در خدمت نهاییترین هدف، یعنی رشد و حیات بدن نیز هست.
2- هر دستگاهی نظم، قانونمندی و هدف خاص خود را دارد. اما این امر نهتنها مانع هماهنگی و همکاری سراسری آنها برای رسیدن به هدف نهایی نمیشود بلکه در خدمت آن است.
3- نظامهای بزرگ از به هم پیوستن نظامهای کوچک شکل میگیرند. بدین صورت که بطنها، دهلیزها و دریچههای قلب، قلب را میسازند، سرخرگ و مویرگ دستگاه گردش خون را پدید میآورند، و مجموعهای از دستگاهها نیز بدن را شکل میدهند.
4- هرچه دایرهٔ نظام بزرگتر میشود، نظم و قانونمندی گستردهتری لازم است که نظامهای کوچکتر را درون خود جای دهد. برای مثال، خاصیت رشد و نمو به قسمت خاصی از بدن مربوط نیست، بلکه به مجموعهٔ بدن و دستگاههای آن مربوط است و همهٔ این دستگاهها به نحوی برای این هدف فعالیت میکنند. این نظامهای بههمپیوسته و تودرتو که بدن را میسازند، فعالیت هماهنگ و سازمان یافتهای انجام میدهند که در پایان به حیات و رشد منجر میشود.
علاوه بر بدن انسان، اگر نگاه عمیقی به مجموعههای منظم پیرامون خود بیفکنیم، درمییابیم که هریک از آنها نیز از نظامهای کوچکتری ساخته شدهاند که آن نظامهای کوچک هم برای خود هدف و غایت خاصی دارند. چهبسا که آن نظامهای کوچک هم از نظامهای کوچکتری تشکیل شدهباشند. این نگاه عمیق ما را به نظامهایی تودرتو میرساند که به زیبایی هرچه تمامتر، یک نظام را میسازند بدون اینکه هیچ بینظمی و خللی در این میان پدید آید.
بنابر آنچه گفته شد، یکپارچگی، انسجام و ارتباط غیرقابل گسست میان مجموعهٔ اجزای جهان و قوانین واحد حاکم بر آن، وجود صانع ناظم را ضروری میداند. منشأ این نظم و هماهنگی یکی است یا چند تا؟
قرآن کریم با بیان پیدرپی مثالها و پدیدههای متعدد، یکدستی، یکپارچگی و هماهنگی جهان را بیان میکند و همهٔ آفریدهها را به یک خالق منتسب میکند.
الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِنْ تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَی مِنْ فُطُورٍ. ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِیرٌ (سورهٔ مُلک، آیات 3 و 4)
این آیات که هرگونه ناهمگونی و آشفتگی (تفاوت) در آفریدگان را نفی کردهاند، از مخاطبان میخواهد همواره در مجموعهٔ آفرینش بنگرند تا دریابند که خلل (فُطور) در آنها راه ندارد و هرچه بیشتر بجویند ناتوانی آنان در یافتن کمترین اختلال در خلقت آشکارتر میشود.
اندیشه در آیات (صفحه 52 کتاب درسی)
با تأمل در آیههای زیر، چگونگی دلالت آنها را بر یکتایی خداوند تبیین کنید.
... وَ مَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ کُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَ لَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ (سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 91)
یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ (سورهٔ حج، آیهٔ 73)
قرآن کریم با تأکید بر یگانگی خداوند، با مخاطب قرار دادن کسانی که به خدایان متعدد و چند مبدأ برای جهان اعتقاد دارند، میفرماید: مخلوقات خداوند در زمین برای شما کاملاً آشکارند. شما مخلوقاتی را که خدای دیگری خلق کرده است به من نشان دهید!
هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِی مَاذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ (سورهٔ لقمان، آیهٔ 11)
از نگاه به مجموعهٔ عالَم دانسته میشود هیچ موجودی وجود ندارد که خلقتش را بتوان به غیر خدا نسبت داد. همین نکته در قالب پرسش دیگری نیز گفته شده است:
... آیا آنها که شرک میورزند آفریدههای خدایانشان را دیدهاند تا بر اثر آن به خطا درافتاده باشند؟... (ر.ک. سورهٔ رعد، آیهٔ 16)
دلیلی عقلی بر یکتایی
دانستیم آیات تکوین و تشریع (هستی و قرآن کریم) بر توحید در خالقیت همنوا هستند، اما آیا بدون در نظر گرفتن این آیات دلیلی بر رد چند خدایی وجود دارد؟
یکی از سادهترین دلایل یگانگی خداوند، نامحدود بودن وجود خداوند است. هریک از موجودات مادی و غیرمادی، حد مشخصی از برخی کمالها و خوبیها دارند و از سوی دیگر از نقصهای فراوانی رنج میبرند. نظیر جهل، عجز و ناتوانی، فقر و نیاز، محدود به زمان و مکان بودن و …. مثلاً حد گیاه، رشد و نمو (نامی بودن)، حد حیوان، حس و حرکت داشتن و حد انسان ناطق بودن است و بیش از آن نمیتوانند باشند. موجودات غیرمادی نیز هرکدام دارای درجهٔ مشخصی از وجود و هستی هستند. اما خداوند، وجود نامحدود است (دارای جمیع کمالات است و هیچ نقصی ندارد) و چون نامحدود است دومی ندارد. زیرا اگر بخواهیم برای او دومی تصور کنیم، باید وجود او را محدود کنیم.
به این تمثیل دقت کنید
میدانیم که اقیانوس اطلس روی کرهٔ زمین یکی بیشتر نیست و دومی ندارد. اما آیا میتوان برای آن دومی فرض کرد؟
اقیانوس اطلس به سبب اینکه از شش جهت محدود است و حد و مرز آن از شمال و جنوب و شرق و غرب مشخص است و نیز سطح و عمق معینی دارد، فرض اقیانوس دوم در کنار آن ممکن است.
اکنون تصور کنید اقیانوسی را که از جهات ششگانه نامحدود باشد. آیا در این صورت فرض اقیانوس دوم ممکن است؟
بدیهی است که اگر اقیانوسی حد و مرز و ساحل نداشته باشد، تصور اقیانوس دوم ممکن نیست و اگر تصور شود اقیانوس اول را محدود کرده است.
تصور چند خدا برای جهان نیز اینگونه است. اگر چند مبدأ و چند خالق برای جهان تصور کنیم، هرکدام از آنها را محدود و ناقص فرض کردهایم، زیرا هریک از خدایان کمالاتی را باید داشته باشد که دیگری آن کمالات را ندارد وگرنه همگی عین هم میشوند و دیگر، چند خدا نیستند.
چنین خدایان ناقصی نیازمند هستند و هریک به خالق کامل و بینیازی احتیاج دارند که نیازشان را برطرف کند؛ درحالی که خدا، آن موجودی است که نیازمند نباشد. پس خدا به معنای موجود بینیاز، فقط یکی باید باشد.
با توجه به آنچه گذشت، توحید در خالقیت به اینمعناست که:
خدا تنها مبدأ و خالق جهان است. موجودات همه از او هستند و او از چیزی بهوجود نیامده است. بهعبارت دیگر، جهان نه از اصلهای متعدد پدید آمده است و نه به اصلهای متعدد بازمیگردد؛ از یک اصل پدید آمده است و به همان نیز باز میگردد.
شرک در خالقیت در مقابل توحید در خالقیت قرار دارد و بدین معناست که دو یا چند خدای مستقل و بینیاز وجود دارند و هرکدام خالق بخشی از جهان هستند یا اینکه با همکاری یکدیگر، به طور دستهجمعی این جهان را آفریدهاند.
هم اندیشی (صفحه 54 کتاب درسی)
در دنیای پیرامون ما دستگاههای متعددی با مشارکت چندین نفر یا شرکتهای بزرگ ساخته شدهاند که همگی دارای یکپارچگی، نظم و انسجام پیچیدهای هستند. اما هیچگاه از این پیوستگیها به وجود سازندهٔ واحدی برای آن دستگاهها معتقد نمیشویم بلکه ساخت مشارکتی آن را امری عقلانی و طبیعی میدانیم.
در مقابل، نظم و پیوستگی پدیدههای عالم را دلیلی بر یکتایی خالق میدانیم و خلاف آن را رد میکنیم. چرا؟